آمیتیس بانوآمیتیس بانو، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 1 روز سن داره

آمیتیس گل سرخ مامان و بابا

161.ما و مهمونامون!

1392/3/24 11:52
نویسنده : مامان آرام
413 بازدید
اشتراک گذاری

پریروز خاله مریم زنگ زد که فردا بعد از شام میخوایم بیایم خونتون ... هرچی گفتم شام بیاین گفت نه ! تو با بچه سختته! خوب خاله جان اینجوری که سخت ترمه! اونموقع لااقل شام درست میکنم حالا چه کنم؟! خلاصه تصمیم بر این شد که ورودیه! ژله بستنی بدم و یه کیک هم بپزم با قهوه و میوه هم طبق همیشه ی تابستونا:دی هندونه و خربزه! ظهر آزاده اومد خونه ی مامان اینا و رفتیم اونجا ... خونه ی مامان ژله ها رو درست کردم و میوه هم خریدم برای کیک میوه که تصمیم داشتم درست کنم ... کلا تو کیک پزی ضعیفم ولی دارم سعی میکنم درست کنم تا بالاخره یاد بگیرم:) کیک میوه رو با دستور خاله فاطمه مامان نیکو خوشگله درست کردم و عالی شد و حسابی خوشگل! از اون دستوراییه که بخوای خرابشم کنی نمیشه:)) مث بیسکوییت خاله منصوره:)

بعد مهمونام 10 شب اومدن! شما هم که خل خل خواب شده بودی ... عین این آدم ندیده ها دور اتاق میچرخیدی و ذوق میکردی و دست میزدی! مامان خوبه صبح مامانی اینا و خاله آزاده رو دیدی! انقدر که ذوق و شوق از خودت نشون دادی بعد از رفتنشون بدو بدو رفتم اسفند دود کردم:)) اینم از ما و مهمونامون:)

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

زهرا
24 خرداد 92 14:46
وای ...

منم میخوام کیک میوه ای !!!

راست میگی آرام جون ،فوق العاده خوشمزه است !


میخوای برات بیارم؟ البته تموم شد! باز میپزم خوب!
مامان آوینا
25 خرداد 92 0:45
واییییییییی منم
دست مامانی درد نکنه خانم
بابا کدبانو
خاله بقربون مهماندوستیت عزیزم
من خوشم میاد بچه ها اینجور باشن


بووووووووووووووووووس دیشب خیلی خل شده بود آخه
هانی
25 خرداد 92 1:34
,hdddddddddddddddddddd
جای من هم بخوردوستم.....
عالی شده شکلش....


دوستممممممممممم کوفتم کردی دیشب که بیا برات درست کنم
tahmin
25 خرداد 92 8:12
واااااااااااااااااااااااا چرا کوفتت شد ارام پس ؟
هانیه چه کارش کردی دوستم رو

ای ول خاله یه کم تمرین کن دفعه دیگه منو دیدی ذوق کن

تهمین دلش خواست آخه بعد شوهرش نرفت کره بگیره براش بعدم که رفت پیدا نکرد
ههههههههههههه باوشه خاله